سلام گلم

نمیدونم به این شانس بدم چی بگم بخدا

1ربع پیش رفتن...اییییییییییییییی خداااااااااااااااااا

دارم دق میکنم جون چوجو ...

اونجا که به زور خودمو کنترل کردم که گریه نکنم

(البته توراه تا خونه کلی اشک ریختم اخه داشتم میترکیدم)

خونه هم که رسیدم مجبور شدم تحمل کنم تا برن ...

الانم توی اولین فرصت اومدم واست بنویسم ولی اشک امونم

نمیده گلم

کنارت که بودم خیلی خودمو کنترل کردم که گریه نکنم اخه

اون دفعه گفتی بعد جداشدن از هم با دیدن اشکای من بهم

میریزی ... نخواستم عزیزدلم بازم با دیدن اشکای من

ناراحت بش

ولی حالا که نیسی دیگه نمیتونم ....نمیتونم بخدا ...

فدات بشم که الان تنها توی ایستگاه نشستی گلم

حالم خرابه گلم دیگه نمیتونم بنویسم

فعلا

فدات
بوس بوس بوس
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم داداشی گلم
 
مواظب خودت باش