گریه ...

 

جوجو امروز دلم خیلی گرفته دارم از بغض میترکم بخدا

بعداز ظهر میرم حرم یه دل سیر گریه کنم سبک شم

 کاش بودییییییییییییی

وفادار ...

خیالت راحت

این آدمها ، این لبخند ها

هیچ کس و هیچ کدام

وفاداری ام به " تو " را سست نمی کند

دلت قرص

بارون ...

 

زیر بارون

 من و تو

ادامه نوشته

30دی ...

سلام داداشی جونم خوبی؟

۳ دقیقه پیش اس دادی که رسیدی خونه خداروشکر از دیروز تا

 حالا که رفتی مردم از بس ساعت نگاه کردم

خیلی خوبه که الان خونه ای گلم . بازم میتونیم اس بدیم

بحرفیم بچتیم هزارتا کار دیگه میتونیم باهم باشیم حتی

ازراه دور

خب گلم برو استراحت کن بعدا حسابی باهات حرف دارم

فعلا

بوس بوس بوس

دلم تنگه واست ...


هنوز نرفته 


بی تو ...


و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد


 و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد


چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم


چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم


*****

****


خداحافظ

تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ

به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ ،

گل نازم ... خداحافظ

*****

***

هنوز نیامده رفتی

خداحافظ

تقصیر تو نیست

، همیشه همین گونه بوده

برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم

*****

****


خداحافظ ای ماه شبهای تارم


خداحافظ ای درد جانسوز جانم


خداحافظ ای عشق روزای خوبم


خداحافظ ای شور و شوق حضورم

*****
***


خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ


که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ


سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم


شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ


دور دور ...


فکر میکردم آنقدراز نگاهم بیزار شده ای که دور دوررفته ای…


اما دور شده بودی تا


من


پا به پا شدن تو را نبینم


و تو


و اشکهای خداحافظی مرا !!

تنها...


کوچه رادیده ای به وقت شب چه تنهامیشود؟

بی تو

بعد رفتنت

از آن کوچه هم تنهاترم 

http://images.takpix.com/2011/3-4/Single/Selected/6/www.TakPix.Com_Selected_24.jpg

شانه هایش ....


בلـمـ بـراے کَـســے تـنـگ است

ڪﮧ سَـرمـ شـانـﮧ هـایـش را

آرزو בارב...

نبودنت ...


قانون علم را به هم زدی

نبودنت وزن دارد

تهی

اما

سنگین

ساعت رفتنت ...

وای جوجو الان که ساعت 3و 20 دقیقس به احتمال زیاد دیگه

قطارت راه افتاده

بسلامت گلم الهی که سفرت بی خطرباش ...

واست صدقه گذاشتم کنار عزیزم

راسی از امروز دوباره ساعتت رو گذاشتم توی جعبش نمیتونم

بدون حضور خودت روی دستم ببینمش ...

دیروز فقط بخاطر خودت انداخته بودمش

تا برگردی دوباره توی جعبش میمونه

فدای تو و همه مهربونیات گلم

گریه میکنم گلم میخوام بجای آب پشت سرت اشک بپاشم

فعلا

بوس بوس بوس


رفتی گلم ...

شرمنده بازم خصوصیه

ادامه نوشته

روز رفتنت ...

سلام گلم

نمیدونم به این شانس بدم چی بگم بخدا

1ربع پیش رفتن...اییییییییییییییی خداااااااااااااااااا

دارم دق میکنم جون چوجو ...

اونجا که به زور خودمو کنترل کردم که گریه نکنم

(البته توراه تا خونه کلی اشک ریختم اخه داشتم میترکیدم)

خونه هم که رسیدم مجبور شدم تحمل کنم تا برن ...

الانم توی اولین فرصت اومدم واست بنویسم ولی اشک امونم

نمیده گلم

کنارت که بودم خیلی خودمو کنترل کردم که گریه نکنم اخه

اون دفعه گفتی بعد جداشدن از هم با دیدن اشکای من بهم

میریزی ... نخواستم عزیزدلم بازم با دیدن اشکای من

ناراحت بش

ولی حالا که نیسی دیگه نمیتونم ....نمیتونم بخدا ...

فدات بشم که الان تنها توی ایستگاه نشستی گلم

حالم خرابه گلم دیگه نمیتونم بنویسم

فعلا

فدات
بوس بوس بوس
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم داداشی گلم
 
مواظب خودت باش

29 دی... امروز با تو بودم !!!

سلام داداشی گلم خوبی ؟

البته امروز احوالپرسیم مدلش فرق میکنه چون از نزدیک

دیدمت !!!

هنوزم باورم نمیش که چشای مهربونت رو دیدم و  صدای نازت

رو شنیدم وای خدای من من امروز با داداشیم بودم

خدایا شکرت ممنونتم بخاطر این لطف بزرگی که در  حقم کردی

راسی گلم بابت ناهار بدمزه ای که ظهر خوردیم معذرت

میخوام  خیلی دوس داشتم واس شام جبران کنم که اونم دیدی

چه وضعیتی پیش اومد باز خوبه حداقل بلیط گیرمون اومد که

دیگه واقعاخیلی خیلی شرمندت میشدم

بابت شامم معذرت سعی کردم این یکی دیگه مث پیتزای ظهر

نباش ولی نمیدونم خوشت اومد یا نه ؟

بهرحال میدونم با هوای سرد اینجا تو سختی کشیدی ولی ازت

یه دنیا ممنونم که بخاطر من این سختیا رو تحمل کردی و

اجازه دادی باهات باشم و واس یه روزم که شده از غصه ها و

تنهاییم دور شم

ممنونم گلم فدات شم

امیدوارم فردا بتونم به موقع واس خداحافظی برسم پیشت

مرده شور این گوشی منم ببرن که امشب ضایم کرد کلی روی اس

دادن حساب کرده بودم خداکنه تا صبح درست بشه

فعلا گلم

شبت بخیر

بوس بوس بوس

ادامه نوشته

هوایت ...

وقـتـی حـس میکـنم

جایــی در ایــن کرِه ی  خالـی

تــو نفس میکــشــی و مـن

از هــماטּ نفـس هایتـــ ،،، نفس میکشم !

تـو بــاش !!!

هـوایتـــ ! بـویـتـ !

برای زِنده ماندنم کـافـــیست گل من …

بیگاه ...

گاهی فکر کردن به بعضی ها

ناخود آگاه لبخند روی  لبات میشونه

چقدر دوس دارم این لبخند های بیگاه را…

آرامتر ...

شاید آرام تــر می شدم

فقــط و فقـــط…

اگر می فهمیدی ،

حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی

نوشته نشده اند !!!

تاریخ دار ...

تو هم شده ای انقلاب زندگی من….

 

حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده…

 

قبل از ” تــو ” …. بعد از ” تـــو ” ….

تک تک ثانیه ها ...

از تــــو چه پنهان ،

گاهی آنقدر خواستنی می شوی

که شروع می کنم

به شمارش تــک تــک  ثانیه ها

برای یک بار دیگر رسیدن ،

به تـــــــــــو

 

دیدن تو ...

امروز ...

تمام لحظات  عمرم را جمع می کنم


و برای دیدن تو


آماده می شوم


عجله کن...


فرصت فکر کردن نیست...!!!

1 (13).jpg

روز دیدنت ...

سلام داداشی عزیزم

وای که امروز دارم از خوشحالی پر درمیارم درسته که دیشب خیلی شب بدی رو

 گذروندم و همش کابوس دیدم حتی باعث شد نماز صبحمم قضا بش ولی باورم نمیش

 که بعد از مدتها امروز می بینمت...

صبح که صداتو شنیدم خیلی ذوق کرده بودم الهی فدات بشم که دیروز تا حالام

چیزی نخوردی!

باورت نمیش ولی دلم میخواد بلند شم این ساعت لعنتی رو بکشم جلو تا زودتر

 ببینمت اخه راه نمیره لعنتی !!!

خدا میدونه چقدر دلم واست تنگیده بود خیلیییییییییییییییییییی

فدای تو داداشی گلم

فعلا

بوس بوس بوس

 

 

27دی...

سلام گلم خوبی؟

وای نمیدونی امروز چقدر خوشحالم راستش اولش که موقع برگشتن از کلاس زنگیدم

 گفتن رفته مرخصی

 خیلی جا خوردم گفتم حتما نخواسته بیاد پیش من که بهم نگفته ازونجا زده

بیرون وگرنه قراربود بهم

بزنگه خبربده !!!

ولی یه ساعت بعدش که دقیقا ۵و ۵۵دقیقه اس اومد ازت که دوساعت دیگه میرسم

 اونجا داشتم بال

درمیووردم اصلاباورم نمیشد فقط چقدر حرص خوردم که رسیدنت افتاده به شب!!!

ولی بعد که رسیدی و خبرم نکردی تمام شب از نگرانی داشتم میمردم همش کابوس

می دیدم هزارتا

 فکر ناجور کردم با خودم

بیخیال مهم اینکه تو داری میای پیشم این از همه چیز بهتره ...

فعلا بای

بوس بوس بوس

فرقی نمیکند...

فرقـے نمـے کند !!

بگویم و بدانـے …!

یا

نگویم و بدانـے..!

فاصله دورت نمی کند وقتی …!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ …!

جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد؛

دلــــــــــــــم…..!!!

هیچکدام ...

بعضی حرفها

 گفتنی ست…


بعضی

 

 نوشتنی


و بعضی

 

هیچکدام


این روزها به هیچکدام نزدیکترم …

سر به هوا ...

سر به هوا نیستم

امــــــــــــا

همیشه چشم به آسمان دارم

آخر حال عجیبی ست

دیدن همان آسمان که

شاید

"" تــــــــــــو ""

دقایقی پیش

به آن نگاه کرده ای…!!!!

روزه ...

 

بازم شرمنده خصوصی بود

ادامه نوشته

شاهرگ...

مثل آن است که…

شاهرگ احساسم را زده باشی…

بند نمی آید ؛

دوست داشتن‌ ات

 

فقط برای تو ...

دلم می گیرد !..

وقتی ..

می نویسم

 فقط برای تو ..

ولی ..

همه می خوانند

 الا تو …!!!

بی خبر...

بی خبر نیا…

تا دستانم خالی باشد

وقت آمدنت

تا بتوانم

وقت رسیدنت

تو را در آغوش بگیرم…

زخم ...

 

کفش هم اگر تنگ باشد زخم می کند

وای به حال دل من

بی تـــــــــــــــــو!!!

Avazak_ir-Heart (100).jpg